مراتب توحید و نقد جریان روشنفکری دینی در نشست «نواندیشی دینی»

به گزارش ایکنا، محمد محمدرضایی ، استاد دانشگاه تهران، شامگاه 27 مردادماه در نشست علمی « نواندیشی دینی؛ راه ها و بیراهه ها» اظهار کرد: هدف از خلقت انسان و ارسال پیامبران، توحید و پرستش خدای یگانه است.

به گزارش ایکنا، محمد محمدرضایی ، استاد دانشگاه تهران، شامگاه 27 مردادماه در نشست علمی «نواندیشی دینی؛ راه ها و بیراهه ها» اظهار کرد: هدف از خلقت انسان و ارسال پیامبران، توحید و پرستش خدای یگانه است. وی با استناد به آیه شریفه «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» بیان کرد که خداوند در هر امتی رسولی فرستاده تا مردم را به توحید دعوت کرده و از طاغوت پرهیز کنند؛ طاغوتی که در اینجا به معنای حاکمانی است که اهل ظلم و زور بوده و حکومتی را که شایستگی آن را نداشتند، غصب کرده اند. وی در ادامه افزود: عبادت که در واقع توحید عملی است، بر پایه توحید نظری استوار است. امام صادق(ع) فرمودند که اساس دین، توحید و عدالت است و اگر توحید را به درستی بشناسیم، از افتادن در دام شرک بازخواهیم ایستاد. یکی از بزرگ ترین مشکلات بشر امروز، چالش در پذیرش توحید است؛ به همین سبب لقمان به فرزندش توصیه کرد که به خدا شرک نورزد، زیرا شرک، ظلمی بزرگ و عظیم است. محمدرضایی تصریح کرد: توحید عملی در واقع تجلی توحید نظری و اعتقادی انسان است و انواعی همچون توحید در ذات، تشریع، تقنین، عبادت، استعانت، توکل و غیره دارد. وی با اشاره به آیه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِمًا بالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزیزُ الْحَکِیمُ» تأکید کرد که خداوند، ملائکه و صاحبان علم همگی شهادت می دهند که هیچ خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد. استاد دانشگاه تهران در ادامه بیان کرد: ما از یک جهت با مسیحیان موافق نیستیم، زیرا آنان قائل به تثلیث هستند و اعتقاد دارند ذات عیسی مسیح(ع) از ذات پدر ناشی شده یا هم زمان با خدا بوده است. اما خداوند این باور را زیر سؤال برده و می فرماید عیسی، فرزند مریم و کلمه او و روحی از جانب خداست و خداوند منزه از داشتن پسر است. البته در میان مسیحیان، طایفه ای نیز وجود دارند که موحد هستند. وی افزود: مرتبه دیگر توحید، «توحید خالقیت» است که با اصل علیت در تنافی نیست. همچنین مرتبه «ربوبیت» را که شامل ربوبیت تکوینی و تشریعی است، شرح داد و گفت: ربوبیت تکوینی به این معناست که تدبیر تمام عالم در دست خداست و او مدیریت می کند؛ در حالی که مشرکان تصور می کردند بت ها، خورشید و ماه ربّ آن ها هستند، هرچند خدا را خالق می دانستند. وی در مورد توحید تشریعی بیان کرد: این مرتبه به این معناست که تنها خداوند صلاحیت وضع قانون دینی برای بشر را دارد؛ چرا که تنها کسی لیاقت وضع قانون دارد که تمام ابعاد زندگی انسان را بشناسد. ما به دین وحیانی نیاز داریم، زیرا زندگی ما منحصر به دنیا نیست و اگر چنین بود، تحمل 20 سال زندگی دشوار بود، اما زندگی ابدی ما در گرو عمل به قوانین و تشریعات الهی است و همین تشریع الهی، عامل آرامش و آسایش انسان است. استاد فلسفه دانشگاه تهران در پایان تصریح کرد: یکی از نشانه های توحید عملی، اطاعت از خداست. نمی شود کسی خدا را خالق و مدبر عالم بداند اما در عمل از او تبعیت نکند. براساس آیات قرآن، اطاعت از پیامبر(ص) و اولی الامر، در حقیقت اطاعت از خداست. همچنین مرتبه دیگری از توحید، «توحید در استعانت» است؛ زیرا کارگردان همه موجودات عالم خداست و هر چه بخواهیم باید از او بخواهیم، چرا که «ان العزه لله جمیعا». این استعانت نیز شامل هر دو جنبه تشریعی و تکوینی است.

توحید در توکل

محمدرضایی با اشاره به جایگاه «توکل» در توحید، بیان کرد: توحید در توکل به این معناست که انسان در مواجهه با مشکلات، تنها به خداوند اعتماد کند. همچنین توحید در عبادت، نشان می دهد که توحید تمام ابعاد فردی و اجتماعی زندگی انسان را در بر می گیرد و سعادت دنیا و آخرت در گرو توحیدی درست است. وی تأکید کرد: اگر توحید در زندگی جاری باشد، انسان حق ندارد از هر حاکمی تبعیت کند؛ چرا که محال است کسی هم زمان موحد باشد و از کسی چون فرعون تبعیت نماید. وی با استناد به آیات قرآن که برخی مفسدان را به تناقض میان ادعا و عمل متهم می کند، افزود: قرآن کریم درباره کسانی که در زمین فساد می کنند اما خود را مصلح می نامند، می فرماید: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» (و چون به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، می گویند ما فقط اصلاح گر هستیم)؛ اما در پاسخ به آنان تأکید می کند: «أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰکِنْ لَا یَشْعُرُونَ» (آگاه باشید که آنان خود مفسدان هستند، ولی نمی فهمند). استاد دانشگاه تهران در تحلیل جریان روشنفکری در کشورهای اسلامی و به ویژه ایران، اظهار کرد: این جریان عمدتاً از تلاش برخی برای دفاع از دین در برابر مدرنیته شکل گرفت؛ به این معنا که تلاش کردند دین را به گونه ای تبیین کنند که با مدرنیته و الزامات زمانه سازگار باشد. روشنفکران شامل تمام مصلحان و احیاگران دینی (مانند سیدجمال الدین اسدآبادی، امام خمینی(ره)، شریعتی و دیگران) می شود که برخی در این مسیر درست عمل کردند و برخی دیگر به بیراهه رفتند. محمدرضایی در تفکیک انواع روشنفکری گفت: روشنفکران به دو گروه «اصیل» و «غیر اصیل (مقلد)» تقسیم می شوند. روشنفکران اصیل مانند حضرت امام(ره) هستند که در پاسخ به کسانی که دین را از سیاست جدا می دانستند، فرمودند: مگر چنین جدایی ای ممکن است؟ آیا پیامبر(ص) و ائمه(ع) با دین کاری نداشتند؟ مؤمن نمی تواند زندگی و سیاست را نادیده بگیرد و در برابر ظلم ساکت بماند. در مقابل، روشنفکران وابسته، با مذهب مخالف و شیفته سنت های غربی بودند؛ این گروه که عمدتاً در غرب تحصیل کرده بودند، با سنت های دینی و بومی مخالف بودند و برخی از آن ها حتی با استفاده از ادبیات دینی، در حقیقت به دنبال حذف خدا، پیامبر(ص) و دین از عرصه زندگی هستند. وی با اشاره به نظریات «شلایرماخر»، توضیح داد: در غرب، برخی مدعی بودند که خدا را نمی توان به لحاظ علمی ثابت کرد و از این طریق بحث ناسازگاری علم و دین را مطرح کردند. اما شلایرماخر در پاسخ، دین را «مواجهه انسان با الوهیت و فطرت» دانست و اصطلاح «تجربه دینی» را مطرح کرد. استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: روشنفکری دینی در ایران، همین مباحث غربی را مبنا قرار داد و مدعی شدند اساس دین بر «تجربه دینی» است. از این منظر، وحی تنها مختص به پیامبر(ص) نیست، بلکه به همه انسان ها الهام می شود و هر کس تجربه دینی خود را دارد. در نتیجه، ادعای اعتبار جهانی پیامبر(ص) و مفاهیمی چون «هدی للعالمین» (هدایتی برای جهانیان) را زیر سؤال بردند و پذیرفتند که تجربه دینی هر کس فقط برای خودش معتبر است. وی افزود: این جریان تلاش کرد آیه «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...» (به یقین در رسول خدا برای شما الگویی نیکو است) را کنار بگذارد و مدعی شود که هر انسانی برای خودش اسوه است و به تعداد افراد، دین وجود دارد. این دیدگاه منجر به ایجاد «پلورالیزم» (کثرت گرایی) شد؛ به گونه ای که دین به امری شخصی و درونی تبدیل گشت و گفته شد نباید بر عرصه اجتماعی حاکم شود، چرا که حاکمیت یک قرائت خاص از دین بر سایر قرائت ها، نوعی تبعیض تلقی می گردد. محمدرضایی در ادامه بیان کرد: این افراد با این استدلال که تمام قرائت ها به یک اندازه اعتبار دارند، پذیرش حاکمیت قرائت امام خمینی(ره) و امام شهید را رد کردند. در نتیجه، برای جایگزینی آموزه های انبیاء، «حقوق بشر غربی» را جایگزین کردند. آن ها تأکید دارند که حتی نباید گفته شود این حقوق را خدا گفته است، زیرا ممکن است برخی خدا را در عرصه اجتماعی قبول نداشته باشند. وی اظهار کرد: از منظر این افراد، باید حقوق بشر بدون ذکر نام خدا بر زندگی حاکم شود، زیرا اختلاف نظر در دین دشوار است اما در عرصه حقوق بشر، رسیدن به توافق بر سر مفاهیمی چون آزادی و دموکراسی آسان تر است (هرچند در عمل، باز هم خودشان برای همه تصمیم می گیرند). آن ها مدعی اند حقوق بشر مانع جنگ می شود، در حالی که حاکمیت دین باعث خون ریزی خواهد بود. استاد دانشگاه تهران در نهایت تأکید کرد: ما حقوق بشر را تا جایی که با دین سازگار باشد می پذیریم؛ چرا که حتی ائمه(ع) فرموده اند روایات را اگر منطبق بر قرآن بود بپذیرید، لذا با موارد سازگار حقوق بشر و دین، مشکلی نداریم.

تخریب دین با پذیرش پلورالیسم و تجربه دینی

محمدرضایی با تأکید بر اینکه جریان روشنفکری دینی با بهره گیری از مفاهیمی چون «تجربه دینی» و «پلورالیسم»، درصدد تخریب دین و حذف آن از عرصه اجتماعی است، اظهار کرد: برخی از این روشنفکران حتی مبانی اعتقادی ما را مورد حمله قرار داده و می پرسند چه کسی ادعای عصمت ائمه(ع) و امیرالمؤمنین(ع) را مطرح کرده است؟ آن ها مدعی اند که این باورها ساخته شیعیان ایرانی است و در اصل دین جایگاهی ندارد. وی در نقد تناقض گویی این جریان اشاره کرد: جالب این است که همین افراد در حالی مدعی اند وحی رسالی به همه انسان ها اتفاق می افتد، در حالی که ما باور داریم حتی ائمه(ع) نیز وحی رسالی دریافت نمی کردند. استاد دانشگاه تهران در ادامه به تحلیل دیدگاه های «شبستری» در مقاله «چگونه مبانی کلامی و فقهی فرو ریخته اند» پرداخت و افزود: وی در این مقاله مدعی شده است که مباحث دقیق فلسفی در عصر حاضر نشان می دهند انسان ها نمی توانند وجود خداوند را با دلیل اثبات کنند، هرچند که مؤمنان به او ایمان داشته باشند. او استدلال می کند وقتی وجود خدا با دلیل قابل اثبات نباشد، طبیعتاً نمی توان ثابت کرد که خداوند در زمانی خاص و مکانی معین، با انسانی مشخص پیامبر اکرم(ص) و با الفاظ و جملات متن قرآن سخن گفته باشد؛ بنابراین، از نظر او حادثه وحی قابل اثبات نیست. محمدرضایی در پایان تصریح کرد: بنده از ایشان درخواست مناظره کردم تا در یک فضای علمی و رودررو به بحث و بررسی این مباحث بپردازیم، اما وی این درخواست را نپذیرفت و حاضر به مناظره نشد. انتهای پیام

نظرات

captcha